اسلام ابوسفیانی
امت اسلام از همان اغاز بعد از رحلت ،به دودسته تقسیم شدند:طرفدارارن حضرت
علی(ع)ومدعیان خلافت که نزدیک به ده هزار نفر می باشند.بعد از رسول اکرم
(ص)خلیفه ی اول(ابوبکر)مسیر خود را طی کرد تا اینکه نوبت دومی رسید ورفت وخلیفه
سوم امد وبه خاطر رفتار کارگزاران او،به ویژه در نیمه ی دوم دوران خلافت او،مردم وصحابه
از گوشه وکنار کشور اسلامی به مدینه ریختند،همان صحابه ای که در جنگ احد در بیعت
رضوان با نبی شرکت کرده بودند،وفتوابه قتل خلیفه سوم دادند وبعد از ان به خانه ی
علی(ع)رفته وبه زور با اوبیعت کردند.در زمان علی(ع)،جامع به دو شعبه علوی وعثمانی
منشعب شد.تااینکه جامعه ی اسلامی در دوران معاویه باز به شق دیگر به نام أموی
وهاشمی (علوی)تقسیم عنوان تکفیر،کسانی که اعمالشان مطابق نیاتشان نیست
صادر کردند.در برابر خوارج فرقه ی مرجئه امدوگفت :انچه برای رفتن به بهشت ودوزخ
ملاک است ،نیت انسانهاست نه اعمال انها ،خوارج ومرجئه دورانشان سپری شد ودر
این گیرودار بود که مذهب دیگری به نام أشاعره ومعتزله شکل گرفت وپس از انان ماتریدی
واهل سنت امروز در جهان معاصر چه در داخل وچه در خارج کشور،به این سه مکتب
کلامی پای بندند.در حوزه ی فقه،باتوجه به درگیری ها یی که در میان بنی امیه وبنی
عباس صورت گرفت ،امام باقر(ع)وامام صادق(ع):دانشگاه بزرگ مکتب جعفری را تأسیس
کردند.گسترش فقه جعفری در جامعه ی ان روز،حکومت بنی عباس را به وحشت انداخت
وبرای اینکه بتواند با مکتب جعفری وتشیع مبارزه کندمکتب هایی را روی کار اورد:مکتب
حنفی(ابوحنیفه)،مکتب مالکی (مالک بن أنس)،مکتب شافعی(احمد بن ادریس
شافعی)ومذهب حنبلی(احمد بن حنبلی)البته اکثریت جهان اهل سنت پیرو مذهب
حنفی هستند وپی از ان شافعی،مالکی وحنبلی وهابیتی که به تعبیر مقام معظم
رهبری همان اسلام امریکایی وابوسفیانی است،امروز در هرکجای جهان اسلام انفجا
ر وادم کشی صورت می گیرد یک طرف سر نخ ان به وهابیت والقاعده که بازوی نظامی
این فرقه است مرتبط می شود.در عربستان سعودی که مرکز وهاببیت است واز سراسر
جهان از هندوچین گرفته تامسکووامریکاوکاناداحمایت عالی وهابیت می شود،همایشی
در ریاض انجام گرفت مفتیانی مانندشیخ عبدالله بن جبرین،شیخ عبدالله براج وشیخ
صالح فوزان که ازشخصیت های طراز اول فقهی وسیاسی عربستان سعودی ُ رسماً از
دولت عربستان درخواست کردند که نهایت فشار وخشونت را باید علیه شیعیان اعمال
کرد.از شیخ عبدالله بن جبرین سوال کردند:ایا می شود به فتوای شیعه زکات داد؟در
جواب سوال گفت:خیر،من به چهار دلیل ثابت می کنم که شیعیان کافرهستند:1-
شیعیان معتقد به قران مانیستند وبرای خود قران دیگر دارند.2-اینها همه صحابه را کافر
می داند وبه سخنان واحادیث صحابه گوش نمی دهند.3-اینها،مااهل سنت رانجس می
دادندواگر با مامصافحه کنند دستشان را اب می کشند.4-اینها به اهل بیت رسول
اکرم(ص)متوسل می شوند ودر جلسات خود یا علی(ع)ویاحسین(ع)می گویند واین
مظهر شرک کفر است.درجنگ 33روزه ی اسرائیل علیه حزب الله،که حزب الله در تاریخ
عرب لرزه ای بر تاریخ صهیونیسم انداخت.مفتیان عربستان سعودی فتوا دادند که هر
گونه کمک کردن به حزب الله حرام است اینها حزب شیطان هستند الان وهابیت در داخل
کشورمان وهمین تهران،فعالیت کاملا مشهودی دارد.در دانشگاه هافعالیت می
کندواخیراًساعت یازده شب در یکی از دانشگاه های،بزرگ تهران،جزوات مربوط به
وهابیت رامنتشر وپخش کردند. بررسی وشناخت اهل نجات از ضروریات هر مسلمان است.
مفهوم سلفی
سلف:گذشته.مراد از سلف:کسانی که بین سه قرن اول می زیستند وشخص سلفی مدعی هستند در سه وبعد تابع سلف است(در فهم دین،مسلک وعقاید)مراحل سه گانه ی سلفی گریسلفیت مکتبی است مبتنی بر بازگشت به سیره واندیشه ای که به حدیث گرایی شناخته می شود.عمده ویژه گی های این مکتب اخذ به ظواهر ایات وروایات،نفی هرگونه تفسیر وتأویل،تقلید محض از اعمال ورفتار سلف و...می باشد.
مرحله ی اول سلفی گری:
احمدبن حنبل تئوری پرداز این جریان فکری است ودر عرصه ترجمه می زیست وبا علوم ترجمه شده مخالف بود برای همین فتوا به تحریم انها داد؛چون او فقط به ظواهر کتاب وسنت تکیه می کرد و ورود تفکر عقلانی در دایره ی حدیث را ممنوع کرده بود.
مرحله دوم سلفه گری:
این عقاید بعدها توسط ابن تیمیه مقبول گردید وعلاوه برانها،عقایدی چون شرک دانستن تبرک،توسل،شفاعت،زیارت،قبور اولیاو...راددر قالبی ضد علوی و با گرایشات عثمانی،به سلفیت افزود.
مرحله ی سوم سلفی گری:
سلفیت قرن هشتم که با تبعید وزندانی شدن ابن تیمیه به حاشیه رانده شده بودبا بروز محمدبن عبداوهاب نجدی با همکاری حکومت ال سعود،جان دوباره ای گرفت واین باز نیز برگستره ی عقاید با حرام دانستن مظاهر تمدن جدید از قبیل رادیو،تلفن،قهوه،کتابهای منطق و...افزود.این تلاشها به ویژه بعد از پیروزی انقلاب اسلامی وبه جهت تقابل با افکار انقلابی حضرت امام(ره)،امروزه گستره ای بین المللی یافته وسالانه میلیارها دلار وریال سعودی را به خود مصرف می سازد.
زندگی نامه ابن تیمیه
ابوالعباس احمدبن عبدالحلیم بن عبدالله بن خضربن تیمیه سال661ق در شهر ضد علوی حران متولد شد که پس از 67 سال زندگی مجرد در سال 728ق درزندان قلعه دمشق از دنیا رفت خصوصیات بارز ابن تیمیه:
1-فتوادادن بر خلاف ارای مشهور در اثر تند خویی
2-بی دقتی در نقل حدیث
3-پیروی از تمایلات نفسانی در تحلیل حدیث
4-تناقض گویی فراوانخلاصه ابن تیمیه هر حدیثی را که با خواسته های نفسانی اش سازگار نباشد رد می کند. او می گوید خلفاء سه نفرند:
ابو بکر ،عمروعثمان.در حالی که امام احمدبن حنبل می گوید:هرکسی علی را خلیفه چهارم نداند با او همکلام نشوید ازدواج نکنید او گمراه تر از خر است.از دیگر عقاید ابن تیمیه:گرایش دائمی به دشمنان اهل بیت وتوهین و بدگوییی به اهل بیت است. شمس الدین ذهبی گوید:ابن تیمیه نیکان را تحقیر نموده وبیشتر طرفدارانش انسانهایی عقده ای،کم عقل،عامی،دروغگو،کند ذهن و حیله گر هستند.
محمدبن عبد الوهاب و حرکت وهابیتایشان
در سال1115قدر شهر((عیینه))واقع در صحرای بخد عربستان چشم به جهان گشود و در سال1206یا1207دیده از جهان فرو بست.او در شهرهای زیادی چون مدینه،بصره،بغداد،کردستان،همدان،اصفهان وقم اقامت گزیده و سرانجام به زادگاه خود بازگشت.او از همان دوران جوانی سخنان زنندهای می گفت وپدرش که مرد صالحی بود انحراف او را پیش بینی می کرد.وی از همان دوران سودای رهبری در سر می پرورانده و سرانجام این سوداگری در وهابیگری جلوه کرد،و از این طریق به تکفیر تمتم فرق اسلامی پرداخته و دیگران را جاهل ونادان و مشرک و بدعت گذار نامید.
انتقال از عیینه به حریمله
پدر محمدبن عبدالوهاب از محل اصلی خود به نام عیینه به حریمله منتقل شد و تا سال1143ق در آنجا زیست.او از فرزند خود راضی نبود و حتی برادرش سلیمان بن عبدالوهاب کتابی در رد اندیشه های او نوشت.محمد پس از فوت پدر،محیط را برای اظهار عقاید خود بی مانع دید،ولی با هجوم عمومی مردم حریمله روبرو شد که ناچار به زادگاه خود عیینه بازگشت و با امیر آنجا به نام عثمان بن معمر پیمان بست و برای استواری این پیمان،وی خواهر امیر را گرفت.شیخ(عبدالوهاب)پس از این پیمان به تخریب قبر زیدبن خطاب پرداخت زیرا از دیدگاه شیخ بنای بر قبور بدعتی بود که باید از میان می رفت،در پی این کار،امیر احساء و قطیف به امیر عیینه فرمان دادند که هر چه زودتر شیخ را به قتل رساند.امیر عیینه ناچار شد که عذر شیخ را بخواهد تا او عیینه را ترک کند.شیخ زادگاه مسیلمه کذاب(مدعی دروغین نبوت)را برگزید.شیخ پس از آمدن به درعیه با امیر این منطقه(محمدبن سعود)پیمان بست و در صدد انتقام از عثمان بن معمر امیر عیینه برآمد،از این جهت دو نفر از جانب شیخ به نامهای احمدبن راشد و ابراهیم بن زید اعزام شدند و امیر عیینه را در حال خواندن نماز جمعه ترور کردند.سه روز پس از قتل او،خود شیخ وارد عیینه شد و برای آنان حاکمی به نام مشاری بن معمر تعیین کرد.نظامی که شیخ در عیینه به وجود آورد و امیری را که برای مردم آنجا نصب کرد نتوانست رضایت مردم را جلب کند.سرانجام مردم بر او شوریدند.وقتی خبر به شیخ ومحمدبن سعود رسید،فوراً با گروهی بر عیینه حمله کردند و جنایاتی کردند که قلم از بیان آن شرم دارد،این شهر تا به امروز به صورت ویرانه ای باقی مانده است.این واقعه رعب و وحشتی در منطقه بوجود آورد.از این جهت محمدبن عبدالوهاب نامه هایی به مردم نجد نوشت،و آنان را به مذهب توحید!!!دعوت کرد و آنان که این دعوت را نمی پذیرفتند پیوسته مورد هجوم اتباع شیخ بودند.حملات وحشیانه ی اتباع شیخ،گروهی را بر آن داشت که پرده از اعمال شیخ بردارند.75سال حکومت حکومت وحشیانه ی همراه با قتل و غارت از1157ق اولین دولت رسمی وهابیت که در درعیه تأسیس شده بود به صورت مخفیانه و یا پناهنده به کشورهای دیگر(عبدالعزیز در کشور کویت)زندگی می کرد.عبدالعزیز از کویت برخاست و پس از بیست سال مبارزه و جنگ در سال 1343ق حکومت جدید وهابیت تحت عنوان آل سعود پی ریزی کرد.8شوال1344مکه،مدینه،ریاض،طائف را تصرف و بقیع را ویران و دست به جنایت دیگری زد.و در ادامه آرای وهابیت در شش گفتار مورد بررسی قرار گرفته است:
گفتار اول:
مرز توحید و شرک وهابیت بدون ارائه ی تعریف دقیقی از عبادت،آن را فی الجمله خضوع فراوان در برابر موجود دیگر دانسته است این موجود هر چه می تواند باشد و در جواب مسلمانان که می گویند عبادت و خضوع مخصوص معبود الهی خداست می گویند اگر نهایت خضوع و سجده برای غیر خدا شرک است پس همه فرشتگان که در برابر آدم سجده کردند مشرک اند....روشن است که نه آدم شریک خدا بود و نه فرشتگان عملی شرک آمیز انجام داده است،بلکه سجده را در برابر عظمت خدا و شکر او انجام داده اند.
گفتار دوم:
از ملاک های بدعت نامیده شدن یک عمل،تصرف در دین است بنابراین اگر نوآوری به دین منتسب نشود بدعت نخواهد بود در صورتی که وهابیان اموری که در راستای تحول و تکامل زندگی دنیوی و معیشتی است را نفی می کنند.
گفتار سوم:
تبرک و استشفاء به آثار اولیاوهابیون این کار را شرک می دانند در صورتی که این موضوع مسأله ای نیست که هم اکنون در میان گروهی از مسلمانان پدید آمده باشد،بلکه ریشه در زندگانی رسول خدا(ص)دارد.
گفتار چهارم:
توسل به اولیاء الهیوهابیون توسل به اولیاء الهی را شرک می دانند و توسل کنندگان را بت پرستان مکه تشبیه می کنند در حالی که نگاه قرآن و متون دینی گواه صادقی بر انحراف وهابیون است(سوره مائده/35)و مثال های دیگر...
گفتار پنجم:
شفاعتوهابین معتقدند شفاعت از سوی افراد مأذون من عندالله پذیرفته می شود از این روی گفتن یا رسول الله و یا ولی الله شرک است.در پاسخ باید گفت:درخواست شفاعت به نوعی درخواست دعا است و دعا از افراد شایسته امری پسندیده است.
گفتار ششم:
زیارت قبور 1-زیارت قبر پیامبر اکرم(ص)
وهابیان زیارت و بوسیدن یا دست کشیدن بر قبر پیامبر(ص)را نیز یکی از مصادیق شرک می دانند در پاسخ،این روایت پیامبر(ص)اکتفا می کند:پیامبر اکرم(ص)فرمود:کسی که برای دیدار من به مدینه آید،من روز قیامت گواه و شفیع او خواهم بود.....
4-زنان و زیارت قبورزیارت قبور توسط زنان
از نگاه وهابیان ممنوع است و بهانه ی آنان در این زمینه احادیثی همچونلعن رسول الله زورات القبور>می باشد.اولاً که این حدیث منسوخ دانسته شده و ثانیاً حضرت زهرا(س)هر جمعه به زیارت قبر عموی خود می رفت،نمازمی خواند و گریه می کرد و این خود پاسخی است بر گفته وهابیان که گریه کردن و نماز خواندن بر سر قبور را نیز شرک می دانند.و...
نتیجه
خداوند،انبیاء و به خصوص رسول خاتم(ص)را به عنوان بندگان پاک خویش قرار داد که توسل جستن به آنان نه تنها شرک نیست،بلکه احترام گذاشتن به انتخاب خداوند و عین توحید است.
جهت بازدید به آدرس http://forum.bajanbeha.ir مراجعه فرمایید.
منتظر حضور گرم شما هستیم.
انجمن باجنبه ها