شعری از حمید سبزواری در وصف رهبر معظم انقلاب اسلامی ای یاد تو شورافکن و پیغام تو پر جوش آوای تو نجوای هزاران لب خاموش آنجا که تو رخساره نمایی همه چشمند وانجا که سخن ساز کنی جمله جهان گوش در سینه ترا گر نه غم خلق جهانست از نای تو شکوای قرون از چه زند جوش فریاد تو ویران گر بنیان نفاق است ای پرچم توحید ترا زیب بر و دوش بانک تو خروشی است ملامت گر تاریخ برخاسته از نای هزاران لب خاموش بد خواه تو حشر سرافکنده خویش است همراه تو با عزت و اکرام هم آغوش تا بر ورق دهر نشیند سخن عشق هرگز نکند یاد ترا خلق فراموش پاس تو نگهدارد و جاه تو شناسد هر با خبر از دانش و هر بهره ور از هوش
به نام حق هوای فتنه بسیار غبارآلود است و آن چنان حق و باطل به هم آمیخته اند که تشخیص راه درست کار هر کسی نیست، فلذا بایستی جانانه و در عمل پیرو ولایت باشیم.. .........
چه انتظار عجیبی !!! تو بین منتظران هم ... عزیز من چه غریبی!! عجیبتر که چه آسان نبودنت شده عادت! چه بی خیال نشستیم نه کوششی نه وفایی فقط نشستیم و گفتیم : خدا کند که بیایی