دشمنان مهدویت؛ چرا و چگونه؟
ائمه و تلاش برای تحقق حاکمیت دربارهی اسلام
دوران امام علی(ع)
با اغاز امامت علی (ع) ان حضرت دستورهای زیر را در برنامه کار خود قرار دادند:1-جلوگیری از تحریف قرآن2-تربیت نیروی انسانی (شیعه) 3-تلاش به منظور جلوگیری از تغییر فرهنگ عمومی مسلمانان و تغییر سنت پیامبر(ص)
آن حضرت برای رسیدن به قدس شریف اول از مدینه بصره و بعد کوفه(مرکز خلافت حضرت) و قدس حرکت نمودند ،ولی دشمن (یهود) با تحمیل جنگهای متعدد،در صدد جلوگیری از حرکت آن حضرت برآمد.
جنگ جمل(ناکثین)
در این جنک اصحاب جمل با سرمداری عایشه همسر پیامبر (ص) و طلحه و زبیر به مقابله با آن حضرت پرداختند. در جنگ جمل گرچه امیرالمومنین موفق شد اما به دلیل از دست دادن اصحاب خاص خود ضربهی مهلکی در جنگ بعدی متحمل شد.
جنگ صفین(قاسطین)
بعد از جنگ جمل ،بلافاصله دشمن بعد از تثبیت حاکمیت شیعه ،معاویه را علیه این حکومت بسیج نمود و امیر المومنین (ع) مجبور شد سپاه مالکالاشتر نخعی را به جدارهی قدس بفرستد اما با توطئه عمر و عاص و بر سر نیزه بردن قرآنها ،امیرالمومنین (ع) را به مقابله با قرآن متهم نمودنند و در پی ان با فریب مسلمانان ،ایشان را مجبور به عقبنشینی کردند. بعد از این جریان بلافاصله با عزل علی(ع از خلافت و نصب معاویه ،تمام امیدها به یاس مبدل شد و حوادث تلخ بعدی رخ نمود.
جنگ نهروان(مارقین یا خوارج)
پس از بازگشت علی (ع) به کوفه،مسلمانان به جای همدردی ،انگشت اتهام را به سری ایشان نشانه رفته و زمینه ساز جنگ نهروان شدند. علی (ع) دنیز با آنها به مقابله پرداخت و قریب به 4000 نفر از خوارج را از دم تیغ گذراند تا سرانجام اینملجم مرادی موفق به شهادت علی(ع) در محراب عبادت گردید و تمام چشم امید شیعه به امام حسن مجتبی (ع) دوخته شد.
دوران امام حسن مجتبی(ع)
پس از شهادت امام علی (ع) گرچه خلافت به امام حسن مجتبی (ع) منتقل شده بود و لیکن به دلیل شهادت اصحاب خاص علی (ع) نیرویی برای مقابله با توطئههای معاویه نداشتیند مهمتر از آن این که معاویه دستور به شهادت یاران باقیمانده آن حضرت را صادر کرده بودن لذا امام حسن (ع) با پذیرش پیشنهاد صلح با معاویه و سپس صدور دستور ولایت فقیه برای شیعه با زیرکی این توطئه را خنثی کرد و جلوی ترور اصحاب خاص را گرفتند. به دنبال تدابیر امام حسن مجتبی (ع) معاویه که دست خود را از شناسایی سازمان شیعه کوتاه میدید ناگزیر به سراغ امام شیعه آمده و با به شهادت رساندن ایشان اهداف خود را دنبال کرد.
دوران امام حسن (ع)
با شروع امامت سیدالشهدا (ع) آن حضرت اقدام به تربیت و تقویت سازمان شیعه نمودند و در این خصوص هیچگونه مخالفت و اقدامی بر خلاف آن انجام ندادند تا این که بعد از مرگ معاویه با رسیدن یزید به خلافت ،اسلام پیامبر (ص) آرام آرام به فراموشی سپرده شده بود. لذا سیدالشهدا (ع) با عدم بیعت با یزدی و طراحی یک عملیات استشهادی موفق شدند اسلام رسول (ص) را حفظ کنند و طومار بنیامیه را در کمتر از سه دهه در هم پیچیده و به کلی نابود سازند.
دوران امام سجاد(ع)
امام سجاد (ع) در دوران امامت خود علیرغم مراقبتهای شدی خلفای بنیامیه در زمان یزدی تلاش های فراوانی در زمینه تربیت و سازمندهی در قالب دعا و مناجات به انجام رساندند به همین دلیل است که صحیفه سجادیه در واقع زبور آل محمد(ص) و تربیتنامه شیعه به شمار میرود.
دوران امام باقر و امام صادق (ع)
بعد از شهادت امام سجاد (ع) بنی عباس از ایران قیامهای گسترده خود را برای رسیدن به قدرت آغاز کردند در تمام طول مدت انتقال قدرت از بنیامیه به بنیعباس به دلیل درگیریهای گسترده در دوران حکومت اسلامی ،فضا را برای این دو امام بزرگوار ایجاد نمود تا ایشان بتوانند با ترویج اسلام در قالب یکی نهضت گسترده علمی اسلام ناب محمدی را به سراسر جهان معرفی نمایند و شیعه هم بتوانند در سایه مکتب جعفری(ع) به تقویت خود بپردازند.
دوران امام کاظم(ع)
در زمان امامت کاظم(ع) علیرغم اقتدار حکومت عباسیان بویژه هارونالرشید ،آن حضرت توانست اصحاب خاص خود را در تقیه حفظ نماید و تا آنجا که یک از اصحاب خود را در تقیه حفظ نماید و تا آنجا که یکی از اصحاب خاص ایشان وزیر مورد اعتماد هارون گردیده بود ،لذا همین امر نیز راه را برای تقویت شیعه توسط علیبن موسی الرضا فراهم نمود.
دوران امام رضا(ع)
با انتقال امامت به امام رضا(ع) پس از مرگ هارونالرشید خلافت به مامون پسرش رسید مامون با مشاهده توسعه سازمان شیعه در مدینه توسط امام رضا (ع)،دستور به انتقال ایشان از مدینه به طوس (مرکز خلافت خود) داد و ایشان را به ولایتعهدی خود منتصب کرد با این کار موجی از شیعیان بدست طوس و ایران مهاجرت کردند و ایران یک سازمان گشترده شیعیان و مامون که همهی توطئههای خود را نقش بر آب میدید به ناچار تصمیم به حذف و شهادت امام(ع) گرفته و ایشان را با انگور زهرآلود به شهادت رساندند و خود را از ترس قیام شیعه به بغداد فرار کرد.
دوران امام جواد(ع)
پس از شهادت امام رضا (ع) و آغاز امامت جوادالائمه،دشمن که در صدد ترور و حذف مابقی ائمه بود ،بلافاصله امام جواد را به بغداد منتقل کردند ،لذا مامون به منظور کنترل بیشتر دختر خود "فضل" را به عقد حضرت درآورد اما امام جواد نیز علیرغم کمسنی (7سال یا9سال)در زمان هجرت و امامت خود توانست با کنترل احساسات شیعه آنها ار در تقیه نگه دارد سرانجام به دنبال شناسایی امام هادی(ع) جوادالائمه در سن 25 سالگی به دستور معتصم عباسی به شهادت رسیدند.
دوران امام هادی و امام عسکری (ع)
با آغاز امامت امام هادی و امام عسکری(ع این دو امام در محاصره قرار گفتند تا در نهایت با شناسایی آخرین امام شیعه ،نسبت به ترور امام آن بزرگواران اقدام و به اهداف خود (حاکمیت جهانی) برسند و اما با گذشت چند سال و مراقبتهای شدید و عنایت خداوند امام زمان(عج) متولد شدند و دشمن که فکر میکرد امام بعد از هرگز متولد نخواهد شد در سال 260 هق امام عسکری (ع) را به شهادت رساندند غافل از آن که امام زمان (عج) در آن زمان 5 ساله بودند.
دوران امام زمان(ع)(از تولد تا غیبت)
به دنبال شهادت امام حسن عسکری (ع) و انتقال امامت به حضرت ولی عصر (عج) برای حفظ وجود شریف ایشان جزء غیبت و پنهان ماندن باقی نماند ،تا بتوانند در عین غائب وبدن به تربیت و حفظ شیعیان توانمندی که بتوانند در هنگام ظهور ،انتظارات آن حضرت را برآورده کنند،تلاش نمایند.
“پدر نگاه کن! درختهاحرکت می کنند”
مرد مسن با لبخندی هیجان پسرش را تحسین کرد.
کنار مرد جوان، زوج جوانی نشسته بودند که حرفهای پدر و پسر را می شنیدند و از حرکات پسر جوان که مانند یک بچه 5 ساله رفتار می کرد، متعجب شده بودند.
ناگهان پسر دوباره فریاد زد: “پدر نگاه کن! دریاچه، حیوانات و ابرها با قطار حرکت می کنند!”
زوج جوان پسر را با دلسوزی نگاه می کردند.
باران شروع شد. چند قطره روی دست مرد جوان چکید. او با لذت آن را لمس کرد و چشمهایش را بست و دوباره فریاد زد:
“پدر نگاه کن! باران می بارد، آب روی من چکید.”
زوج جوان دیگر طاق نیاوردند و از مرد مسن پرسیدند: “چرا شما برای مداوای پسرتان به پزشک مراجعه نمی کنید؟”
مرد مسن گفت: “ما همین الان از بیمارستان بر می گردیم… امروز پسر من برای اولین بار در زندگی می تواند ببیند.”
.............................................................
تو رو خدا درباره مردم زود قضاوت نکنیم
اصلا قضاوت در مورد مردم کار ما نیست کار خداست....
............................................................
بچه ها دعا کنید دعا...
انشاالله مشکلات همه حل بشه....